بازیِ نسیم و نور و چنار

خرید بک لینک

سر یک کلاس عربی دبیرستان نشستهام. بچهها با ضمائر و افعال مؤنث مشکل دارند. زیاد. معلم آقا میگوید: «میدونید شما دخترا چرا همیشه مشکل زیاد دارید؟ چون خودتونو خوب نمیشناسید. میدونید چرا ضمائر مؤنث رو باهاش مشکل دارید با اینکه ضمیر خودتونه؟ چون خوب نمیشناسیدش. چون مثالهای کتاباتون و تمریناش بیشتر مذکر بوده.»

از دردسرهای زبان جنسیتی است و مسائل مغفول در آموزش...

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 250 تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 2:11

دیروز چند تا از کلیپها و آهنگهای گروه one direction را دیدم و گوش دادم. بهار برایم نوشته بود که گوش بدهمشان. نوشته بود فیلم Twilight را هم ببینم. سرچ کردم و دیدم، بعله! به خاطر بازیگر مورد علاقهاش است این اصرار؛ Edward Cullen. یک بار هم سر کلاس بحث هویت بود و اسمهایشان را عوض کرده بودم و خواس بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 210 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 18:16

چند روز دیگر تولد سی سالگیاش است. باید برایش سنگ تمام بگذاریم. نه برای سی ساله شدنش که جشن سی ساله شدن بهانهای است برای تمام زحماتی که این سالها برای حفظ امنیت ما در مرزهای سیستان و ایلام و شهرهای دیگرمان و داخل خاک سوریه کشیده. جشن سی سالگی بهانهای است برای یک دلگرمی که تمام جان بر کف گذاشتن بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 18:16

سحری پیام داد که: «سحرها و مغربها سه تا انّا انزلناه یادت باشه بخونی». پیام دادم که: «میدونی کدوم اعمال رو خیلی دوست دارم؛ هفتاد مرتبه ذکر «یا فتّاح» بعد از نماز صبح، وقتی دست راستت روی قلبته».صبحِ آفتابنزده. تاریک. یا فتّاح، یا فتّاح زیر لب زمزمه کنی که برات روشن کنه. چی رو؟ همون که دستت رو گذ بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 242 تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:57

امشب افطاری خونه دایی کوچیکه دعوت داشتیم. یک اتفاقهایی افتاد که محمدصادق شروع کرد گریه کردن. آروم هم نمیشد. یک سیب پلاستیکی افتاده بود زیر دست و پا. برش داشتم. «بچهها به نظرتون این سیبه واقعیه یا واقعی نیست؟ محمدصادق بهنظرت واقعیه؟» به سیب نگاه میکرد و گریش بند اومده بود و به هق هق افتاده بود. بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 196 تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 11:57

از مدرسه خسته آمده بودم و دو تا کفش غریبه دم در دیده بودم. خدا خدا میکردم کسانی که در خانه هستند آنقدر دور و بیارتباط با من نباشند که این خستگی با آن بیارتباطی و دوری در هم آمیزند و جان خستۀ من را با «تحمل کردن» عجین کنند. که همانا تحمل کردن یکی از بدترین رویدادهایی است که میتواند بر جان آدمی ب بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 261 تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 7:54

سوم خرداد، روز آزادسازیِ خرمشهر قصد کردم «ویلاییها» را که روایتی است از زندگی بعضی زنان دوران جنگ، ببینم. فیلم را دیدم. از همان ابتدای فیلم که علی شادمان کوتاه-آوازی میخواند محزون بغض شدم و اشک تا انتها. بازیِ طناز طباطبایی و ثریا قاسمی را دوست داشتم. بسیار. و بازی صابر ابر را اصلا! و کاش جای ص بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 265 تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 7:54

جمعه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۰۲ ب.ظرفته بودم کلاس و بین نخها و پارچهها و شهرهایشان گشته بودم و گشته بودم و حالم خوب و خوبتر شده بود. از کرمان به کردستان و بعدش هم به رُم. نخ و پارچۀ کرمان را گرفته بودیم دستمان و پته سوزن زده بودیم. بعد هم دوخت کردستان را تمرین کرده بودیم. سوزن میزدم و به بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 240 تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 0:16

دیروز غروب تو را کم داشتم. در کوچه پسکوچههای آرامِ قدیمیِ تهران. زیر یاسهای دیوارهای ترکبرداشته. روبهروی خانههای قدیمیِ بِنام.

*فاضل نظری

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 0:16

صفحه بندی